المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

370

مروج الذهب ( فارسى )

پيمودند و در آن ناحيه اقامت گرفتند و قلمرو آنها تا ديار سفاله كه اقصاى ديار زنگ است پيوسته است و كشتيهاى عمانى و سيرافى بدانجا ميرود و مقصدشان بدرياى زنگ همانجا است چنان كه انتهاى درياى چين بديار سيلى پيوسته است و از پيش در اين كتاب گفته‌ايم انتهاى درياى زنگ نيز ديار سفاله است و بسرزمين واق واق منتهى مىشود كه طلاى بسيار و عجايب فراوان دارد و حاصلخيز و گرم است و زنگان آنجا را مركز قلمرو خويش كرده و شاهى بر گزيده و او را وقليمى ناميده‌اند و اين نام همه ملوك ايشان در همه دوران‌هاست چنان كه از پيش گفته‌ايم و او بر ساير ملوك زنگ و سيصد هزار سوار تسلط دارد و چهار پاى ايشان گاو است كه در سرزمين آنها اسب و استر و شتر نيست و آن را نشناسند و هم آنها و ديگر اقوام حبش برف و سرما را ندانند كه چيست بعضى طوايف ايشان دندان‌هاى تيز دارند و همديگر را بخورند . قلمرو زنگان از حدود خليج منشعب از بالاى نيل تا ديار سفاله و واق واق گسترده است و طول و عرض آن در حدود هفتصد فرسنگ دره و كوه و ريگستان است . بديار زنگ فيل بسيار است كه همه وحشى و غير اهلى باشد و زنگان در جنگ و غير جنگ از فيل كار نگيرند بلكه آن را ميكشند بدين طريق كه برگ و پوست و شاخ يك قسم درخت را كه در آنجا ميرويد در آب ريزند و نهان شوند و چون فيل براى آب خوردن بيايد و از آن آب بخورد مست شود و بيفتد - دست و پاى فيل مفصل و بند و بالاى ساق ندارد چنان كه از پيش گفته‌ايم - آنگاه از نهان گاه در آيند و با نيزه‌هاى بزرگ بجان فيل افتند و آن را براى گرفتن دندان‌هايش بكشند و دندان فيل از ديار ايشان آرند كه هر دندان صد و پنجاه من و بيشتر باشد و بيشتر دندان فيل را از ديار عمان بسرزمين چين و هند برند زيرا از ديار زنگ بعمان ميرسد و از آنجا به جاهاى مذكور حمل مىشود و اگر چنين نبود عاج در سرزمين اسلام فراوان بود . شاهان و سرداران و بزرگان چين گرز از عاج دارند و هيچيك از سرداران و